نامه مردم زحمت این را به خود نداده است که ماجرای شکایت از پرویز ثابتی رابه صورت مطلبی مستقل منتشر کند و جای شایسته ای به آن دهد. در این نوشته حتی به بیانیه زندانان سیاسی در پشتیبانی از این شکایت با 254 امضا اشاره نشده است ! این بیانیه زندانیان سیاسی قبل از انتشار نامه مردم است و نویسندگان نامه مردم در جریان آن بوده اند. من به عنوان عضو حزب توده ایران از کانال تشکیلاتی گزارش مفصل در مورد روند شکایت از پرویز ثابتی را داده بودم و خودم هم به عنوان زندانی سیاسی زمان شاه بیانیه پشیتبانی زندانیان سیاسی از شکایت را امضا کرده بودوم و در لیست زندانیان هستم. اگر نویسندگان نامه مردم به این امضاها نگاه می کردند ،می دیدند که بیشتر رهبرانی که حزب توده ایران خواهان تشکیل « جبهه واحد ضد دیکتاتوری» با آنها هستند،در بین امضا کنندگان حضور دارند و فراتر از این بسیاری از نیروهایی سیاسی برای اولین بار کنار هم قرار گرفته اند. آیا این کارزار که ادامه خواهد داشت، فرصتی برای همکاری عملی نیروهای پیشرو ، چپ و دمکراتیک نیست؟ با چه انگیزه ای نویسندگان نامه مرد م از بالا و تبختر ،نخوت و خود بزرگ بینی بی محتوا و بنجل به این حرکت برخورد کرده اند؟آیا جبهه واحد ضد دیکتاتوری باید پشت میز و صندلی شکل بگرد یا در مبارزه های مشخص و حرکت های تاثیر گذار عملی؟ متاسفانه در حزب ما عده ای عاشق میز و صندلی هستند و به قول لنین در تعریف بوروکراتها کسانی هستند که : « جایگاه را بر انجام وظیفه برتری می دهند».
برخورد تقلیل گرایانه نامه مردم( ارگان مرکزی حزب توده ایران) به شکایات زندانیان سیاسی از پرویز ثابتی ـ عیسی صفا
12
مارس
به همه زندانیان که مورد آزار و اذیت پرویز ثابتی و همکارانش قرار گرفتدند، مبلغ قابل توجهی بایستی از ثروت ثابتی به عنوان قرامت پرداخت شود.
من سید جعفر حسینی نسبت به شکنجه گران و تبه کاران ساواک و مسئولیت بلند پایه آنها در کنار رژیم پهلوی شکایت دارم . سید جعفر حسینی