سیاسی

چگونه رهبری حزب توده ایران امپریالیسم آمریکا را از زیر ضرب خارج می کند؟ عیسی صفا

حذب توده ایران

به نقل قول های پایین از سند گزارش هیئت سیاسی حزب توده ایران به نشست کمیته مرکزی توجه کنید، با توجه به تاریخ گزارش روشن است که پس از حمله 12 روزه اسرائیل  و  آمریکابه میهن ما و پس از تظاهرات دی ماه است. اگر قبل از حمله اسرائیل و آمریکا می شد به گمانه زنی در باره امکان چنین حمله ای پرداخت ،پس از این حمله و تداوم تدارکات جنگی و تهدیدات دایمی ترامپ . آوردن ناوهای جنگی به نزدیکی ایران با بیان اینکه برای حمله به ایران است، آیا بازهم می توان از «داستان خود ساخته دشمن خارجی» حرف زد؟ یعنی حمله دوزاده روزه اسرائیل و آمریکا یک خیال بافی و داستان است؟ یعنی امکان حمله نظامی  آمریکا به ایران در روزها و هفته های آینده داستان سازی رهبران جمهوری اسلامی است و از واقعیتی برخوردار نیست؟ پس خطرات حمله نظامی آمریکا که در همین سند مورد اشاره قرار گرفته برای تزئین سند و خاموش کردن اعضا و هواداران حزب توده ایران است که نگران به نعل و به میخ زدن رهبری حزب و مشوش کردن اذهان در بسیج ضروری نیروها برای مقابله با خطر حمله نظامی مجدد آمریکا و اسرائیل به کشور ما  هستند؟  گزارش هئیت سیاسی چنین می گوید : «اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ که با اعتصاب بازاریان تهران آغاز شد و به‌سرعت به ۱۸۰ شهر دیگر کشور گسترش یافت، برخلاف ادعاهای ولی‌فقیه و دیگر مقام‌های حکومتی، حاصل توطئهٔ خارجی برای سرنگونی جمهوری اسلامی نبود. این خیزش، بیان خشم و اعتراض میلیون‌ها ایرانی جان‌به‌لب‌رسیده‌ای بود که جز فقر، محرومیت، و بی‌عدالتی چیزی برای از دست دادن نداشتند.»

گزارش هیئت سیاسی در ادامه می گوید : «قتل‌عام مردم بی‌گناهی که با دستان خالی به خیابان آمدند، جامعه را در بهت و خشم فرو برد. فریاد اعتراض‌های مردم در تشییع پیکر فرزندان‌شان گواه بیان خشم و اعتراض خانواده‌های قربانیان این خیزش بود و نه توطئهٔ خارجی. رژیم با قطع اینترنت و ارتباطات داخلی و خارجی، بار دیگر داستان خودساختهٔ “دشمن خارجی” را پیش کشید. به‌رغم همهٔ این ادعاها باز هم مسئول اصلیِ کشتار رژیمی است که به‌فرمان ولی فقیه به‌روی مردم آتش گشود. مسبب این قساوت بی‌سابقه کسانی هستند که برای حفظ حکومت متزلزل‌شان ارتکاب هر جنایتی را مجاز می‌دانند.»

«همچنین بر پایهٔ اطلاعات گوناگون و فیلم‌هایی راستی‌آزمایی شده‌ای که از درون کشور به‌دست آمده است، هم‌زمان با جنبش اعتراضی مردم در ایران، دستگاه‌های امنیتی رژیم نیز با اعزام عناصر نفوذی و مزدوران خود به درون صف‌های معترضان با سر دادن شعارهایی در حمایت از بازگشت سلطنت، کوشیدند اعتراض‌های مردمی را به پروژه‌ای وابسته به خارج نسبت دهند و بهانهٔ لازم برای سرکوب شدید و خونین آن را فراهم سازند. این هم‌زمانیِ معنادار، بار دیگر ماهیت ارتجاعی پروژهٔ سلطنت‌طلبی و پیامدهای ضدمردمی آن را آشکار می‌کند.»( نقل قول از گزارش هئیت سیاسی)

بر طبق تمام گزارش هایی که تا کنون از دو روز17 و 18 دی ماه، کشتارهایی که در جریان تظاهرات مردم رخ داده است به روزهایی بر می گردد که ترامپ مردم ایران را به حمله به مراکز دولتی تهیج کرد و رضا پهلوی هم خود را با این فراخوان ترامپ همراه کرد.ترامپ به مردم معترض وعده داده بود که حمله کنید:« کمک در راه است».برطبق تمام گزارش ها از این لحظه است که تظاهرات مسالمت آمیز مردم که اقشار وسیعی در آن شرکت داشتند و می توانست روند تکاملی یافته ، مطالبه محور شده و به سطحی اگر چه نازل از سازماندهی و انسجام دست یابد. این بسیج ترامپ که بر پایه شبکه های اجتماعی انترنتی استوار بود، جنبش را به « شورش های کور» تبدیل کرد و موجب کشته شدگان تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان شد که بدون تجربه مبارزه سازمان یافته وارد نبردی سخت با نیروهای سرکوبگر رژیم شده بودند. آمار چند هزاری کشته شدگان در فاصله دو روز نشان از شدت و گستردگی تظاهرات است.

ناروشنی مواضع حزب توده ایران در مبارزه ضد امپریالیستی چند دهه سابقه دارد ، اما اکنون این سیاست در  برابر تهدید دایمی آمریکا روی میهن ما  به آزمون واقعی کشانیده شده است. در مواضع حزب « دوکشور» وجود دارد که در یکی از آنها مبارزه های روزمره و شناخته شده جاری است و دیگری کشوری که زیر تهدید حمله نظامی وانواع دیگر مداخلات امپریالیستی است ، اما این دوکشور ربطی بهم ندارند :

«حزب تودهٔ‌ ایران معتقد است مبارزهٔ‌ اجتماعی -سیاسی‌ای که امروز در ایران در جریان است ماهیتی طبقاتی دارد. در یک سوی این نبرد میلیون‌ها کارگر، زحمتکش و تهیدست جان‌به‌لب‌رسیده قرار دارند و در سوی دیگر، حکومت سرمایه‌داری حاکم ایستاده است که با سیاست‌های ضدملی و ضدمردمی‌اش کشور را با وضعیت فاجعه‌بار کنونی روبرو کرده است.»

از رهبری حزب توده ایران باید پرسیدهجوم نظامی اسرائیل و آمریکا و خطر شعله ور شدن دو باره و چند باره تهاجم نظامی به مبارزه طبقاتی کارگران مربوط نمی شود؟ تحلیل مشخص از اوضاع مشخص به ما میگوید طبققه کارگر و توده های مردم و  وسیعتر از آن « ملت ایران» زندگی کنونی و آینده اشان به عنوان یک ملت زیر تهدید مداخله دولت آمریکا ، اسرائیل وسایر قدرت های امپریالیستی قرار گرفته است و طبقه کارگر در مبارزه در همین شرایط مشخص است که باید شرکت کند وخود را سازماندهی کند. مبارزه ضد امپریالیستی با وجود شرایط جنگی  کنونی بر همه اشکال دیگر مبارزه طبقه کارگر برتری دارد. هیچگاه نباید فراموش کرد که به گفته مارکس و  لنین هر مبارزه طبقاتی نخست یک مبارزه سیاسی است. این مبارزه سیاسی در شرایط کنونی درمبارزه با شرایط جنگی است. جبهه مردمی در ایران باید براساس همین شرایط جنگی از یک طرف و از طرف دیگر در مرزبندی با ارتجاع حاکم شکل بگیرد ، این دو مرزبندی از هم تفکیک ناپذیرند. برای نمونه مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستات اخیر در مصاحبه ای مداخله آمریکا را درست و موجه قلمداد کرده است، در لیست پیشنهادی حزب توده ایران برای تشکیل جبهه واحد حزب دمکرات کردستان هم قرار داشت ، ایا هنوز هم این لیست اعتبار دارد؟ در بهترین حال درک رهبری حزب توده ایران از مبارزه های طبقه کارگر و توده مردم ، درکی انتزاعی و مجرد و تهی از در نظر گرفتن « شرایط جنگی» و بنابرین مواضعی غیر مسولانه است.

24.2.2026 پاریس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *